خاطرات مامان از وقتی که تو دلش بودی هفته هشتم
سلام عزیز دل مامان ر وی ماهتو میبوسم عزیزم .این روزا هم خیلی قوی شدی و هم داری تند و تند بزرگ میشی نمکدون من . دل مامان کم کم داره گنده میشه و قلبش داره از عشقت لبریزتر عزیزم. بابایی هم خیلی به یادته .همین دیروز صبح که از خواب پا شد بهم گفت سمیه دیشب خواب دیدم یه دختر ناز یکی دو ساله داریم خیلی ناز و خوشگل بود موهاشم کوتاه بود .وقتی خوابشو تعریف میکرد یه عشقی تو چشاش بود . صداش پر از اشتیاق بود عزیزم . تازه نقش متر دور شکم مامانی رو هم بازی میکنه .هرروز ه...
نویسنده :
سمیه
18:46



