مامان مچ شما و بابایی رو میگیره
اووووووووووووووه سلام به به باباجون از این طرفا حالا دیگه چشم منو دور
می بینی و با نی نیتون خلوت می کنین ؟به بلاگ من ناخونک می زنی؟
دست شما درد نکنه پشت من با هم میخندین قربونه خنده هاتون برم .
خیلی خوشحالم کردی عزیزم خوشحالم از اینکه تو هم از حالا به فکر نی نیه
نازمونی ممنونم

هردوتونو خیلی خیلی دوست دارم .![]()
عزیز دلم می گن الان اندازه یه عدسی ولی همه دنیای من شدی لحظه ای نیست که بگذره و من تو فکرت نباشم عزیزم بی صبرانه منتظر پس فردام اولین ملاقاتمون اولین صدایی که ازت می شنوم صدای قلب کوچولوی نازنینت امیدوارم سالم باشی خیلی نگرانم.

دیشب تو دل مامانی شیطونیایی می کردی دل مامان خیلی درد گرفته بود ولی مادامی که بدونم تو خوبی عزیزم درد شادی آوریه برام به خصوص که بابایی هم حسابی هوامونو داره و ازمون مراقبت می کنه شکر خدا امروز صبح حال هر دومون خیلی خوبه.عاشقتم مامانی.

رفتم سونو حتما ازت فیلم میگیرم دعا کن خانوم دکتر اجازه بده بابایی هم با من بیاد خیلی دوست داره شما رو ببینه.
تا روزه سه شنبه.بوووووووووووس


مامان مچ شما و بابایی رو میگیره
