یه ماه گذشته
سلام دختر عزیزم سلام گل 35 روزه من سلام همه وجودم عمرم نفس زندگی مامانی این یه ماه با همه سختیهاش گذشت درد و خستگیه راه لذت حضور تو دیدن روی ماهت و همه لحظه های پر از نوری که برای من و بابایی ساختی عزیز مامان ستاره آسمونم ممنون که اینقدر آرومی ممنون که گریه نمیکنی خودت میدونی که مامان طاقت گریت رو نداره روزای اول که اصلا بیدار نمیشدی هر چی خاله ها بالا و پایینت میکردن انگار نه انگار خواااب اونم چه خوابی الهی بمیرم حتما خیلی خسته بودی مامان از سک سکه هات بگم که چقدر من و بابایی رو نگران کرده بود که گفتن طبیعیه ولی خیلی ناراحتمون میکرد جانم برات بگه که چون شما خیلی وقت شناسی همون روز دهم نافتون خوب شد و مامان و بابا خودشون تنهایی اولین ب...
نویسنده :
سمیه
14:47




