هفته نهم که تو دله مامانی
سلام فرشته کوچولوی مامان![]()
الهی قربونت برم عزیز دلم که اینقدر تند و تند بزرگ میشی و مامان و بابا رو منتظر نمی ذاری
این هفته حسابی بهمون خوش گذشته حال من و شما حسابی بهتر شده و شما الان 2 سانتی متری
قربون اون هیکل ریزه میزت برم من .
همشم سمت چپ دل مامانی هستی فقط وقتی خیلی درد میگیره خودتون با لطف و مرحمت تشریف میبرین سمت راست چند دقیقه میمونی و بعد فوری میدویی سمت چپ فدات بشم مادر جون
به هرکی میگم تعجب میکنه که می دونم الان کجایی !حتی مامان زینب هم دیروز اومده بود طبق سونویی که انجام دادن فرمودن شما سمت چپی و پسمل طلا هم هستی هاهاها نمی دونم شایدم هستی ولی من هرچی باشی عاشقتم مامان جونم فقط سالم باش همین.
این روزا کارم شده ورزش
و تغذیه
و لوسیون زدن که همگی با همکاری ابوی گرامی صورت میگیره بابای مهربونت حسابی هوامونو داره و ما دو تا هم کلی کیف می کنیم
کافیه ما بگیم ف ایشون تا فرحزاد میرن
و میان الانم گفتن نهار و از بیرون میگرن و ما حسابی استراحت کنیم منم دیدم خیلی فرصت خوبیه که بیام اینجا و برات بنویسم.
فدات بشم دیگه تا هشتم که قرار ملاقات بعدیمونه خیلی نمونده و من دل تو دلم نیست که دوباره ببینمت حسابی بزرگ شو عزیزم تا خوب بتونم وراندازت کنم هلوی من .دیگه باید بریم واسه ورزش عزیزم .
خیلی دوست دارم .میبوسمت.
مامان سمی


هفته نهم که تو دله مامانی
