بازیهای جدید
سلااااااااااااااااااام من اومدم بالاخره یه کوچولو وقت دادی خوشگل مامانی
الان که دارم مینویسم تو تختتی و زل زدی به عروسکای آویز تختت که هی میچرخن و میچرخن و کلی بهشون دقت میکنی تا این یکی رو نگاه میکنی میچرخه و اون یکی میاد ههههههههه تو هم با اون چشای گرد شده میخوای بگیریشون و آخر سر چون نمیتونی از پس تعقیبشون بربیای جیغ میزنی که آِِِِِِِِِِِِِِِِِی بیا اینو خاموش کن سرم گیج رفت و اون موسیقیش که عینه موسیقیه ماشین شهرداریه رفته رو اعصاب چاره ای نیست سرتو که گرم میکنه
علاقه بعدی تلفنه که هنوز موفق به کشفش نشدی فقط میدونی که بابا یا خاله ها یا مامان جون گاهی میرن تو این چیز عجیب و هی صدات میکنن و باهات حرف میزنن تو هم خیلی خیلی سورپرایز میشی و با تعجب و دقت به صداشون گوش میدی ولی نمیفهمی چرا آخه میرن تو اون جای کوچولو !!!!!!!!!!خب بیان رودر رو حرفشون رو بزنن هنوز موندی
بعدی تلوزیون که یکم نگاه میکنی به خصوص اگه برنامش رنگارنگ باشه ولی زود حوصلت سر میره و برمیگردی طرف دیوار چرا دیوار چون عاشق عکسا و هرچی که رو دیوار باشه هستی و خیلی بهشون دقت میکنی
بازیه مخصوص خودمون دو تا که خیلی هم کیف میده اینه که وقتی شیر خوردی و سیر شدی شروع میکنی عینه موش با زبون شیر میخوری و هی منو نگاه میکنی منم از خنده روده بر میشم و تو هم با خنده مامانی ذوق میکنی میخندی و بیشتر بازی میکنی و گاهی هم از خودت صدا در میاری و باهام مثلا حرف میزنی
بابایی کلا یه معنی واست داره گردش توی خونه تا بابایی رو میبینی دست و پا زدنت شروع میشه که میگی بابایی بلندم کن حوصلم از دست مامان که فقط بلده شعر بخونه و حرف بزنه و شکلک درآره سر رفته منو بچرخون بابا هم تو رو رو دستای مهربونش میگیره و از این ور به اون ور
هان تا یادم نرفته بگم که هنوز معنیه بیرون رفتن رو نمیدونی ولی وقتی بیرونیم خیلی شاد و راضی به اطرافت نگاه میکنی الانم اون موقع هست که باید بیام بغلت کنم خوابت گرفته و میدونی که چجوری میخوابی پستونک به دهن و انگشت مامان به دست
واقعا خسته نباشم ههههههههههه
ماچ ماچ مامان سمی


بازیهای جدید
